محمد تقي جعفري
5
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
قدرت اخلالگرى و بىرنگ ساختن رشد و كمال را كه هدف اعلاى حيات بشرى است ، از دست مىدهد . شگفتا ، با اين كه اكثريت قريب به اتفاق مردم مىدانند كه هوى و هوس و خودكامگى باضافهء اين كه براى برقرارى و فعاليتهاى خود ، نيازمند صرف انرژىهاى متنوع و اتلاف وقت گرانبها و رسوايىهاى گوناگون مىباشد ، و با اين كه موقت و نسبى و تباه كنندهء اصيلترين اصول اخلاقى انسانى است ، با همهء اينها ، نه تنها نمىخواهد دست از هوى و هوس خود بردارد ، بلكه مىكوشد تا رشد و كمال و هدايت و وسائل آنها را كه اصول سازندهء اخلاق انسانى است ، با زنجير تخيلات و توهمات مغزى خود ، به طرف هوى و هوس بكشاند و آن را ملاك تكاپوى خود در اين دنيا قرار بدهد و هدايت را بوسيلهء هوى و هوس خود تفسير و توجيه كند . كيست آن كسى كه هدايت را مغلوب هوى مىسازد آن نگونبختى كه نام هوسرانى را آزادى مىگذارد شطرنج بازيهاى مغزى آلوده با تخيلات و بازيگريهاى ذهنى را انديشه و تعقل مىنامد بازى با الفاظ را نبوغ فكرى مىپندارد نيرنگ بازيهاى ضد واقع و مخالف حق را فهم و شعور و سياست مىداند هر وسيله اى را قربانى هر هدفى مىنمايد خود را با هر وضعى كه پيش مىآيد تطبيق مىدهد و در برابر هيچ اصل و قانونى دست خود را بسته نمىبيند همواره خود را هدف و ديگران را وسيله تلقى مىكند همهء هستى و عظمت و اصول و امتيازات را در خود طبيعى پست و مست خود مىنگرد اينست مختصات آن كسى كه هدايت را مغلوب هوى و هوس خود مىنمايد . اينست صفات آن پستتر از حيوانى كه حاضر است براى چند لحظه لذت و مستى خود ميليونها انسان را به خاك و خون بكشد . اگر زندگى اين دو صفتان رذل ، مزاحم حيات ساير انسانها نمىگشت ، و اگر اين آفاتهاى نابود كنندهء درخت تنومند جوامع انسانها ، تنها به دور خود مىپيچيدند ، و كارى با زندگى ديگر مخلوقات نداشتند ، مىگفتيم : بگذاريد در دوزخ هوى و شيطنت و